دوستی داشتم که در دانشگاه عاشق یکی از بچه ها شد و حدودا 4 یا 5 سالی باهم بودن بعد با هم ازدواج کردن، هنوز یک ماه نشده صدای دعواهای خونینشون همه جا رو برداشت...
پس از اون دعوای آخری که منجر به یک قهر اساسی شد دوستم تصمیم گرفت که دیگه به منزل مشترکشون برنگرده اما خوب نشد؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟؟///
چون جایی رو نداشت که بتونه زندگی کنه ؟
پدر و مادرش هم که قطعا از نظر خودش دلچسب تر از همسرش نبودن.
پس
برگشت به منزل مشترکش مدتی از این کشمکش ها می گذره اما دوست من هنوز به نتیجه مطلوبی نرسیده در واقع فهمیده که از عشق تا ازدواج فاصله غیر قابل جبرانی هست، جالبه که تصمیم گرفته که در اولین فرصت بعد از اینکه یک کمی پول جمع کرد به یک شرایط ایده آلی رسید از همسرش جدا بشه؟
خیلی خیلی غم انگیزه چون اینهایی که برای همدیگه می مردن به اینجا رسیدن وای به حال من که هنوز تکلیفم با اولش هم روشن نیست.
