سفر شمال
تعطيلات آخر اين هفته رو رفتيم شمال بي انصافيه اگه بگم كه خيلي بد بود. در واقع بايد بگم بد نبود خوب البته كسل كننده بود ولي من سعي كردم كه بهم خوش بگذره.
مادر همسرم خانم خيلي خوب باحال دانا خوش صحبت و خوش سرو زبونيه اما زر زياد مي زنه و اعصاب منو خرد مي كنه آنقدر تو راه رفت و آمد حرف مفت زد كه خدا مي دونه و بس................
دهان مبارك ما رو صاف كرد...............
داستانهاي بي سرو ته تعريف مي كنه اگه تاييدش كني يه چيزي مي گه
اگه ردش كني باز يه چيزه ديگه اي مي گه
به هر حال فكر مي كنم فقط خفه خونه كه جواب مي ده
كاش مي شد.......
خواهر همسرم كه واه واه از خدامه كه زودتر شوهر كنه بره ما راحت شيم از هر طرف كه نگاه كني يه جورايي بايد كشيد ديگه.................
مادر همسرم خانم خيلي خوب باحال دانا خوش صحبت و خوش سرو زبونيه اما زر زياد مي زنه و اعصاب منو خرد مي كنه آنقدر تو راه رفت و آمد حرف مفت زد كه خدا مي دونه و بس................
دهان مبارك ما رو صاف كرد...............
داستانهاي بي سرو ته تعريف مي كنه اگه تاييدش كني يه چيزي مي گه
اگه ردش كني باز يه چيزه ديگه اي مي گه
به هر حال فكر مي كنم فقط خفه خونه كه جواب مي ده
كاش مي شد.......
خواهر همسرم كه واه واه از خدامه كه زودتر شوهر كنه بره ما راحت شيم از هر طرف كه نگاه كني يه جورايي بايد كشيد ديگه.................
