تبليغاتX
در پی روزان مشترک

در پی روزان مشترک

شرح حال نویسی

این روزها کارهای عجیبی می کنم، شاید تازه فهمیدم و خیلی وقت هست که من از این کارها می کنم و خودم متوجه نبودم، مثلا: خود خوری می کنم، وقت تلف می کنم، گاهی اوقات تظاهر می کنم، آدمهای احمقی رو که اصلا دلم نمی خواد تحمل می کنم، به خودم سختی می دم با اطرافیان مماشات می کنم و خیلی کارهای دیگه....

به خود می گم کاش زمان از دست رفته، آرامش، زیبایی، جوانی، شادابی، و از همه مهمتر لذت بردن خریدنی بود اون وقت با پولی که در می آرم حتما اونها رو می خریدم.

این روزها توی محل کارم وقت تلف می کنم

این روزها از بیشتر آدمهای اطرافم بدم میاد ولی جالبه تحمل می کنم

این روزها من به جنون های متنوعی مبتلا هستم آگاهانه و ناآگاهانه..................

کتاب می خرم خوندنم نمی یاد

مواد غذایی آماده می کنم پختنم نمی یاد

مهمونی می رم حال و هولم نمی یاد

و

.......

به قول فروغ:

..... در آستانه فصل سردم....

شایدم یخ زدم خودم متوجه نشدم.

 

 

+ نوشته شده در  86/12/13ساعت 10:32  توسط نیکا  |