مجموعه مقالات فمینیسم و دیدگاه ها
اعزازی؛ شهلا (تنظیم)، مجموعه مقالات فمینیسم و دیدگاه ها، 1385، تهران، انجمن جامعه شناسی ایران- گروه مطالعات زنان، انتشارات روشنگران، 323 صفحه .
در سالهای اخیر و به دنبال یک حرکت گسترده جهانی ، مطالعات زنان در ایران نیز گسترش بسیار زیادی یافته است و نه فقط گروه های دانشگاهی و مراکز پژوهشی در این زمینه گشایش یافته اند بلکه چندین مجله علمی و تعداد زیادی مجلات ترویجی نیز با موضوع خاص زنان امروز در ایران منتشر می شوند. افزون بر این شمار بسیار بزرگی از پایگاه ها و مجلات الکترونیکی نیز به موضوع زنان اختصاص دارند. این امر با توجه به تغییر گسترده ای که موقعیت زنان ایرانی در سه دهه اخیر شاهد بوده است و مقادومت ها و واکنش هایی که این تغییر موقعیت در سطح جامعه و در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، خویشاوندی، فرهنگی و اقتصادی برانگیخته، کاملا طبیعی و بسیار مفید است. ظهور ادبیات گسترده ای در این زمینه نیز همراهی کننده موج این تغییرات و واکنش ها بوده است که بدون شک در سالهای آینده نه تنها ادامه واهد یافت بلکه همانگونه که بارها گفته شده است تاثیری بسیار گسترده تر از حوزه زنان در جامعه ما خواهد داشت.
با این وصف آنچه تاکنون اغلب در این ادبیات به مثابه یک کاستی نسبتا بزرگ جلوه می کرد، نفوذ پذیری شدید آن از ادبیات مشابه آن در سالهای 1960 و 1970 به ویژه در ایالات متحده بود. هر چند ترجمه و انتشار کتاب «جنس دوم» که هنوز هم مهم ترین کلاسیک در این زمینه به حساب می آید ، نخستین بار بیش ازسی سال پیش در ایران انجام گرفته بود. اما بدون شک تنها در سالهای اخیر است که این کتاب می تواند به نحو مناسب قرائت پذیر و درک شود. اما اگر ازاین مثال استثنایی بگذریم، اغلب کتاب های دیگری که در این زمینه با آنها روبرو بوده ایم، تحت تاثیر مستقیم فمینیسم آمریکایی دهه 1960 بوده اند که مسائل مطرح شده در آن سالهاست در کشورهای غربی و در سراسر جهان پشت سر گذاشته شده اند و قابلیت استنادی جز به مثابه تاریخ علوم انسانی ندارند.
در این حال انتشار کتاب فمینیسم و دیدگاه ها ی تواند بخشی ( هر چند کوچک) را از این کمبود ادبیات جدید در این زمینه پر کند. مقالات کتاب هر چند در نظم و منطق روشنی قرار نگرفته اند و از این گذشته به دوران یکسان و گرایش های منسجمی از لحاظ علمی و یا سطح برابری از لحاظ کیفیت استنادی تعلق ندارند، اما در اکثر موارد به دوره سالهای پس از 1990 مربوط می شوند و خواننده را تا حدی با گفتمان های جدید و رویکردهای تازه در این زمینه آشنا می کنند. از میان مقالات کتاب بی شک مقاله شرلی اورتنر با عنوان «آیا نسبت زن به مرد مانند نسبت طبیعت به فرهنگ است؟» که یکی از مهم ترین مقالات کلاسیک انسان شناسی و از مقالات بنیانگذار انسان شناسی جنسیت جدید است، بیشترین اهمیت را در حوزه خاص ما دارد . اما خواننده در عین حال با دیدگاه های دیگری به صورت بین رشته ای ( جامعه شناسی، روانکاوی، اقتصاد و حتی روش شناسی ) در این زمینه آشنا می شود که از این لحاظ کتاب را بسیار پر ارزش می کند.با این وصف بسیاری از جنبه ها و مباحث در این کتاب هنوز نادیده گرفته شده است که کاملا طبیعی است زیرا گسترش مباحث ، حتی اگر صرفا به حوزه انسان شناسی توجه کنیم ، آنچنان زیاد است که به ندرت می توان انتظار داشت انتشار چند کتاب بتواند فاصله ما را با آنها پر کنند. شاخه هایی چون زبان شناسی و جنسیت، نشانه شناسی و جنسیت، شناخت شناسی و جنسیت، و بسیاری از شاخه های دیگر اصولا در این کتاب دیده نمی شوند. ولی امید آن است که چنین کتابی بتواند سبک انتشار مجموعه مقالات را با محورهای مختلف و برای ارائه مقالات جدید آغاز کند.
نکته نهایی به برخی از کمبودهای وبرایشی و فنی در کتاب ، از جمله به صورت غلط های تایپی ( به خصوص در ثبت واژگان آلمانی)، نبود نمایه موضوعی و نام های خاص، نبود یکدستی در ثبت و ارائه مقالات، نبود فهرست مراجع در مقاله آخر و عدم معرفی نویسندگان به طور کامل در شرایطی که کمتر با مولفان جدید آشنایی وجود دارد مربوط می شود که امید می رود در چاپ های بعدی رفع شوند.
بهر رو این کتاب به نظر ما برای دانشجویان مطالعات فرهنگی، جامعه شناسی و انسان شناسی در همه سطح کتابی ضروری به نظر می رسد که آنها را لااقل با بخشی از مباحث جدید آشنا می کند.
